سلام
بعد از نوشتن
حکایت اول که در مورد امتحان بود فرصتی پیش نیامد تا حکایت دیگری نقل کنم ولی اینبار با یک حکایت جدید و امروزی تر سری حکایات را ادامه میدهم.لازم به یادآوری است که این حکایت هم مثل سایر حکایات وبلاگ کاملا واقعی است.
اینبار حکایت در مورد کس یا کسانی است که با استفاده از وضیعت خر تو خر اقتصاد مملکت میتوانند اتومبیل 130 میلیونی و خانه 700 میلیونی و ویلای 1 میلیاردی داشته باشند بدون اینکه ابتکار یا تخصص خاصی (البته به غیر از پدرسوختگی!) داشته باشند. تابحال فکر کردید که چطور میتوان در طول حداکثر 5 سال با سرمایه ای اندک صاحب خانه ای 700 میلیونی شد؟
جوابتان را نمیتوانید در کتابهایی از قبیل "چگونه پولدار شویم؟" یا "راههای کسب درآمد سریع" یا ... پیدا کنید! روشهای ذکر شده در این کتابها حداقل در ایران راه گشا نیست این کتابها را تنها افراد خام و خیالپرداز می خوانند.
شاید فکر کنید ممکن است افرادی با تخصصهای بالا بتوانند صاحب چنین ثروتی شوند ولی فرض کنید شما در شرکتی خارجی در ایران استخدام شدید و ماهیانه 3 میلیون تومان حقوق دریافت میکنید خوب فرض کنیم شما همه این مقدار را پس انداز میکنید! و از طرف بانک هم سودی برابر مقدار تورم سالیانه به این پول اضافه میشود (همه این فرضها محاله!) خوب بعد از 7 سال شما به ارزش پول امروزی 180 میلیون تومان پول خواهید داشت، فرض کنیم بانک هم به دلیل اینکه مشتری خوبی بودید همین مقدار به شما وام دهد در این صورت شما 360 میلیون تومان پول خواهید داشت که باز هم با این پول نمیتوانید آن خانه 700 میلیونی را بخرید و اگر هم بخواهید یک خانه 360 میلیونی بخرید به احتمال زیاد زیر بار اقساط وام له میشوید و خانه هم از دستتان میرود!
خوب دیدید که با در نظر گرفتن بهترین شرایط ممکن برای یک نفر هم ممکن نیست شما در طول 5 سال صاحب چنین ثروتی بشوید، ولی در این داستان خواهیم دید که چگونه قلی توانست در طول مدت 5 سال میلیاردر شود! خوب بپردازیم به داستان: